انفجار اطلاعاتی

اگه از حریم شخصی (حریم خصوصی) و امنیت چیزی نمی‌دونید باید بگم که در واقع تمام اطلاعات ما جزو حریم خصوصی ما هستش و باید بر اساس قوانین برای خودمون به صورت شخصی بمونه مگر اینکه خودمون تأیید کنیم که اونا به اشتراک گذاشته بشن!

اما متأسفانه این قضیه خیلی وقت‌ها در خیلی جاها رعایت نمی‌شه!

خب چند تا مثال از رعایت نشدن اون بزنم که یخرده بفهمیم تا چه حد توی خطریم!

ما بازیچه‌ایم!

اگه توجه کرده باشید دستیارهای صوتی (سیری، کورتانا، الکسا، گوگل اسیستنت و امثالهم) همیشه به گوش هستند تا ما صداشون کنیم و به اصطلاح خودشون گوش به درخواست ما باشند.

اما اولین چیز این است که اون‌ها به تمام مکالمات من در طول روز گوش می‌دهند تا من مثلا بگویم «هی سیری» یا «هی کورتانا» یا «اوکی گوگل» که در این حال می‌تونیم بگیم تمام مکالمات من در طول روز توسط اون دستگاه شنود میشه!

که باز هم اگر خودش گوش کنه قابل قبول هستش ولی جای ترسناک و خطرناک اون‌جایی هست که این اطلاعات می‌رسه به دست کمپانی‌های بزرگ سازنده این سرویس‌ها!

بله متأسفانه باید بگم که تمام مکالمات روزمره شما توسط کمپانی‌های جهانی شنود می‌شود و اونا هم می‌تونن هر جوری که بخوان از اون‌ها استفاده کنن! :-(

اما این کارها به طور معقول باید حریم خصوصی مارو نقض کنه؛ پس چرا اتفاق میفته؟

جواب سوال واضحه! این یکی از اون گزینه‌هایی هست که ما وقتی ویندوز رو نصب می‌کنیم یا یه گوشی اندرویدی یا آی‌او‌اسی می‌خریم بدون خوندن اون‌ها رو تأیید و رد می‌کنیم و حتی در سطح دستیار‌های خانگی هم که دیگه کاملا با شرایط استفاده اون‌ها روبرو هستیم هم چاره‌ای جز تأیید برای استفاده کردن اون‌ها نداریم!


چند بند حساب

چند پاراگراف از کتاب blown to bits می‌ذارم. اما خوندن خود کتاب هم خالی از لطف نیست!

«... چنین می‌نمود که بر چهره هیچ چیزی رنگ نبود، مگر بر چهره تصاویر که بر همه جا نصب شده بود. چهره سبیل مشکی از هر گوشه‌ای به آدم زل می‌زد. یکی از آن‌ها جلوی خانه مقابل قرار داشت. زیر آن نوشته شده بود: ناظر کبیر تو را می‌نگرد، ...»

برهنه زیر آفتاب - فرا رسیده و ما دوستش داریم!

پاراگراف بالا یکی از بهترین توصیف‌هایی است که می‌توان برای دزدهای اطلاعات و ناقضان حریم خصوصی ما کرد!

... در دنیای دیجیتال از خودمان هم ردپا به جا می‌گذاریم و هم اثرانگشت؛ ردهای اطلاعاتی‌ای که ناآگاهانه به جا می‌گذاریم. این‌ها داده‌های شناساننده‌ای هستند که می‌توانند برای اهداف حقوقی هم به کار آیند. از آن‌جایی که اغلب افراد خودشان را مجرم نمی‌دانند، نگرانی‌ای هم از این بابت به دل راه نمی‌دهند. اما آن‌چه اصلا به آن فکر نمی‌کنیم این است که لکه‌های کوچکی که در صحنه‌ای دیجیتال پشت‌سرمان به جا می‌گذاریم، شاید به درد کس دیگری بخورد؛ کسی از اطلاعات ما یا از خود ما (بابت اطلاعات خودمان) پول در میآورد. از همین رو است که اهمیت دارد بدانیم کجا و چه‌طور چنین ردپا یا اثرانگشتی به جا می‌گذاریم.

برهنه زیر آفتاب - ردپا و اثرانگشت

این پاراگراف هم به واقع اهمیت اطلاعات ما و حواس‌جمعی در حفاظت از آن مشخص میکند.

... این‌که کنترل اطلاعات‌مان را از دست می‌دهیم، به خاطر کارهایی است که با خودمان می‌کنیم یا دیگران با ما می‌کنند؛ کارهایی که انجام می‌دهیم تا از دیگران پیشی بگیریم یا حتی تنها به خاطر این‌که دیگران هم انجام‌شان می‌دهند؛ کارهایی که می‌کنیم تا در زمان یا پول صرفه‌جویی کنیم یا از دشمنان‌مان در امان باشیم، یا تنها برای ان‌که با انجام دادن‌شان احساس آسیب‌ناپذیر بودن می‌کنیم. گرچه هنوز مسأله اساسی از بین رفتن حریم خصوصی ما است، با این‌حال، راه‌حل واحدی برا این مسأله وجود ندارد؛ چرا که رخدادش نیز دلیل واحدی ندارد. مسأله درهم و برهمی است که باید از ابتدا و به صورت تک‌تکه بررسی‌اش کنیم.

ما اطلاعات شخصی‌مان را، حتی بدون این‌که چندان به آن فکر کرده باشیم، در اختیار دیگران می‌گذاریم (به عبارتی، داوطلبانه رد پای قابل رؤیتی از زندگی روزمره‌مان به جا می‌گذاریم) صرفا به خاطر اینکه گمان می‌کنیم منافع چنین‌کاری از هزینه‌هایش بیشتر است. خوب، واقعا هم منافعش کم نیست!

برهنه زیر آفتاب - چرا حریم خصوصی‌مان را گم یا واگذار کردیم؟

خب پاراگراف بالا برای این بود که واقعا کمی خودمان راجع به اطلاعات‌مان فکر کنیم.


چتر زیر باران

در آخر ما چطور می‌توانیم از حریم خصوصی‌مان تا حدی مراقبت کنیم؟

  • حواس جمع بودن

    در این شرایط ما نمی‌توانیم بدون دادن بعضی اطلاعات زندگی خود را بر اساس تکنولوژی پیش ببریم. اما باید حواسم‌مان به اطلاعاتی که در اختیار دیگران می‌گذاریم هم باشد. برای مثال یکی از دسترسی‌هایی که تلگرام در مراحل اولیه می‌گیرد، دسترسی خودکار به دوربین شماست! به معنی آن‌که هر وقت بخواهد بتواند از دوربین شما بدون اجازه شما اسفاده کند! (این به معنی امن نبودن این پیام‌رسان نیست؛ فقط جهت آگاهی) می‌توانید این اجازه را در مراحل تأیید به آن ندهید تا از عکس برداری‌های بدون نظاره جلوگیری کنید.

  • استفاده از ارتباطات امن

    این‌که ما در کشوری زندگی می‌کنیم که با ارتباط‌های دو به دو مخالف است اصلا خوب نیست! (این مخالف دولت یا نظام نیست! باید از این برداشت «بهتر بود اگر امنیت را در این موارد به صورت حقوقی بر قرار کنند» کرد) ارتباط‌های دو به دو کاملا این اطمینان را شما می‌دهد که مکالمات شما در راه شنود نمی‌شود! (حتی بعضی شناسنامه‌های ssl که برای فرستادن و دریافت ارتباط امن بین کاربر و سرور استفاده می‌شود در کشور ما به‌عنوان تحدید حساب می‌شود!)

  • دروغ نگفتن به خود

    گاهی اوقات ما برای راحت کردن خیال خود می‌گوییم که وقتی من به شبکه‌های جهانی متصل نباشم یعنی از خطر در امانم! این یک دروغ بزرگ و خیانت بزرگ‌تر به خود است! شاید شما ارزش آن‌را نداشته باشید؛ اما اگر یک نفر بخواهد از اطلاعات شما دزدی کند، یکی از روش‌هایش دستیابی فیزیکی به وسایل شماست! پس باید خود را در مرکز ماجرا از خطر دور نگه‌دارید!

شما می‌تونید از منابع مختلفی برای امنیت خود اطلاعات بدست آوردید.

و واقعا خوندن کتاب blown to bits رو به شما پیشنهاد می‌کنم

فقط امیدوارم که آگاهی برای کسایی که می‌خونن استفاده بشه!

دیدگاه‌‌‌ها

Comments powered by Disqus